به من نگاه کن هواتو همه جوره دارم
خوب هسین؟ خانواده خوبن؟دوستان و آشنایان؟ الحمد لله. انشاالله همیشه سرحال و سلامت باشین. از احوال پرسی که یگذریم می رسیم به حرف اصلی: رمیده نمی دانم چه می خواهم خدایا به دنبال چه می گردم شب و روز جه می جوید نگاه خسته من چه افسرده است این قلب پرسوز ز جمع آشنایان می گریزم به کنجی می خزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تیرگی ها به بیمار دل خود می دهم گوش گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم و یک رنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرایه بستند از این مردم که تا شعرم شنیدند به رویم چون گلی خندان شکفتند ولی آن دم که در خلوت نشستم مرا دیوانه ای بدنام گفتند دل من ای دل دیوانه ی من که می سوزی از این بی گانگی ها مکن دیگر ز دست غیر فریاد خدارا بس کن این این دیوانگی ها <<فروغ فرخزاد>> اینم یه حرفیه شما چی فکر می کنید!؟ سلام به وبلاگیای گل... عید همتونم مبارک.میدونم که یاد من نبودید.اما امیدوارم دعاهاتون در حق هرکی بوده بگیره... نمیدونم چی از رمضون امسال گیرتون اومد یا قراره بیاد.من از خدا خواستم متفاوتم کنه.یه حسی بهم بده.یه حسی که به همه چی امیدوار باشه.یه حسی که بتونه با همه مهربون باشه.با همه.یه حسی که کلا هوس هیچ جا ی اون جا نداشته باشه.یه حسی که به همه چی با عشق و محبت نگاه کنه.یه حسی که به معنای واقعی حس باشه.... خیلی اینجور حسیو دوست دارم.دوست دارم متفاوت بشم.شخصیتی که پارسال تا امسال داشتم واسه خودم و واسه خیلیا مشکل ساز شد.خیلیاش حل شد خیلیاشم حل نشد و بی جواب موند.خیلی حرفا پشت سرم ساخت که خیلیاش حل شد خیلیاشم هنوز اسم منو دنبال خودش یدک میکشه.خیلی دوست دارم از این به بعد به جای این که بشم یه ظرف واسه مشکلات و اونا رو تو خودم بریزم دوست دارم باهاشون مهربون باشم و بهشون بخندم.اینجوری یا کم میارن یا باهام مدارا میکنن.من به خاطر شخصیت قبلیم نتونستم خیلی چیزا رو به خیلیا بگم در کنار این که خیلی چیزا هم گفتم.نتونستم دلیل خیلی از کارام روواسه خیلیا معلوم کنم.درسته ظاهر کار شاید خودخواهی و تکبر بود.اما باطنش رو هیچ کس نفهمید.واسه خیلی کارا این شخصیت رو سرزنش کردم واسه خیلیاشم تحسین کردم.... حالا من موندم و یه شخصیتی که میخواد و انگیزه و زمینه ی تازه شدن رو داره.حالا من موندم و کلی آرزو.من با شخصیت قبلیم یه درس گرفتم که باید اون رو سرلوحه ی این شخصیت بکنم.همیشه رفتن رسیدن نیست اما برای رسیدن راهی به جز رفتن نیست.یه درس دیگه هم این بود که هر وقت هر مشکلی پیش اومد مثل زمان خوشی از ته دل بگم خدایا شکرت.این حرف نه شعاره نه خودنمایی.فقط یه تجربه هست.وقتی به آرامش رسیدی یاد من بیفت که گفتم شعار نیست.نذارید این حسی که ماه رمضونی گیرتون اومد به راحتی از دستتون بره.پاش وایسین.تا یازده ماه.به هم کمک کنیم که همه به این حس برسیم.همه هم پاش وایسیم. هیچ وقت برای تازه شدن دیر نیست.به این جمله کیلیشه ای نگاه نکنید..... گر نشان زندگی جنبندگی است خار در صحرا سراپا زندگی است سلام به وبلاگیا ی گل..... امروز میخوام با یه سوال شروع کنم.پر معنا ترین آهنگی که تا حالا گوش کردین چی بوده؟اونی که هم آهنگش هم صداش و از همه مهمتر معنای شعرش خوب بوده.به نظر من این آهنگ آهنگی نیست جز آهنگ وایسا دنیای رضا صادقیه که واقعا یه معجزه توی موسیقی ایران بود.واقعا شعر پر معنایی داره.وقتی میگه من دیگه خسته شدم بسکه چشام بارونیه/پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه من دیگه بسه برام تحمل این همه غم/بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم یعنی چی؟این حال و روز همه ی ما هست.یعنی حالا فهمیدم که ای بابا این دنیا ارزش نداره حتی بهش نگاه کنی.چه برسه که واسش غصه بخوریو هر روز عذادار باشی.من تحملم تمومه.تمومه واسه این دنیای نامردی که نامرد نبود.به لطف اشرف مخلوقات البته بعضیاشون نامرد شد.همیشه اینو بدونید که دنیا نامرد نیست جز با آدماش.وقتی میگه نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم/واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم یا یه موجود کم و خلی پر افاده شم/وایسا دنی.وایسا دنیا من میخوام پیاده شم... یعنی چی؟یعنی بسمه.مثل بچه ای که توی راه سفر همش گولش میزنن که الان میرسیم.ما هم همش میگن نزدیک اما بعد هر پیچ 10 تا دیگه پیچ پیدا میشه.همشم میگن پشت اون کوه هست.نمیخوام واسه هر نامردی نمیخوام آماده باشم که بزنه و بره.نمیخوام.دنیا تو که نامرد نیستیو همه نامردا خودمونیم یه لطفی کن همین بغل نگه دار.بسمه هرچی خوشیاتو دیدم.سیرو سیاهتمو کردم.همون اول باهم طی کردی دربست قیمت جونمه.اگه بقیه راهم همینه مرسی دست درد نکنه بیا بگیر بقیشم مال خودت.من پیاده میشم.شاه بیت این آهنگم که:قربونت برم خدا چقد غریبی رو زمین..اینو خودتون بهش فکر کنید.فقط میتونم بگم این دلیل اصلی نامردیاست..... (شعر در ادامه مطلب) سلام به همه ی اونایی که میخونید این دست نوشتامو........... بغز یه دنیا رو از دلم کم کردی....من فقط من بودم.منو آدم کردی این یه بیتم واسه اونایی که نمیدونن به عشقشون چی بگن.میرین بهش میگین منو آدم کردی.جدا اگه عشق واقعی باشه آدم میکنه.موافقین؟راستی عشق واقعی رو که میشناسین؟آره درسته خود خدا.نمیخوام شعار بدم.یعنی هر وقت دلم گرفته بهش فکر کردم.دلمو باز کرد.ماه رمضون بهترین وقت عشق بازی با خدا هست.مخصوصا شب قدر.قربون اون دلتون برم که شب قدر حال و هواش فرق میکنه.دعا منم بکنید.دعا بهترین عشق بازیه.خدا معشوق عاشقه.یعنی هم معشوقه هم عاشقته.هیچ وقت از عشقت سیر نمیشه.نمی بره.بهترین چیزی که من تونستم به خدا بگم این بود:(اگه بهش فکر کنی اشکت میریزه): عشق بی حادثه نیست.من خیانت کردم.....اگه یادم باشی زود برمیگردم من و امثال من خوب میدونیم چه خیانت هایی به خدا کردیم.میدونم ومی دونید که شاید نتونیم از خیلی از شیطنتامون دل بکنیم.اما میتونیم به خدا نزدیکتر شیم.حداقل تو مشکلاتت به جای این که هی اون گوشی رو برداری و به شخص دیومی(دومی!!!!!) سعی کنید ته این ماه یه ادم بیرون بیایم.البته به اونایی که هستن توهین نمیکنم.اینو دارم به امثال خودم میگم.... (یه عکس خودمم گذاشتم تو ادامه مطلب واسه اونی که پرسید) میشه...نمیشه..... بسته شدن پنجره ها به روی خسته ی من.... خسته شدن ستاره ها از بخت بسته ی من از شیشه ها رد نمیشه یه شاخه از نور ماه.... اما دلش رو میشکنه شنیدن از سوز آه من موندم و تاریکی وتنهایی پشت شیشه.... ترس و خیال و وهم این که میشه یا نمیشه دستای من خسته شدن از تن سرد دیوار..... از اشکی که پاک نمیشه میچکه روی گیتار چرا شب و روزم شده سیاه بگو روزگار..... چرا شده خوابم پر از کابوس چوبه ی دار وقتی سکوت میشکنم با بغز توی سینم ....وقتی بازم عکس تو رو تو قاب ماه میبینم یه حسی توی دلمه که با دلم هست و نیست.... سخته به روم نیارم و بگم که هیچ حسی نیست وقتی منو تو میبینی میون این جمعیت.... فکر میکنی آرومم و من موندم و منیت فکر میکنی بریدم و از عاشقی سیر شدم.... یه بار شده فکر بکنی از عشق تو پیر شدم؟ یه بار شده فکر بکنی شبا توی چه فکرم!..... با چشمای خیس پشت این پنجره من چه شکلم! چه حالی دارم وقتی که فکر میکنم بریدی..... تا حالا با چشمای خودت یه دلسپرده دیدی؟ وقتی که از تو دورم عکستو تو ماه میبینم..... نشونی تو دوره اما من یه راه میبینم دوست دارم قدیمیه دیگه اثر نداره..... عاشق تو یه دیوونست همیشه بیقراره دوباره آخر غمم یه عکس قلب رو شیشه..... گلی که پرپر میکنم میگم میشه...نمیشه... چند بار واستون تفسیر شعر گذاشتم.این دفعه یه شعر از خودم گذاشتم.میخوام ایندفعه شما وقت بذارید و تفسیرش کنید که قشنگاشو یعنی اونایی که به ذهنم نزدیکتر هست رو بذارم تو وبلاگ.پیشا پیش ممنونم.......... فکر میکردم تو رو دیدن یه تولد یه طلوع تو غروب آشنایی ....ندونستم که رسیدن یه بهونست یه بهونه واسه لحظه ی جدایی ندونستم نرسیده تو شروع قصه میری.آرزوی زندگی رو میریو ازم میگیری... ندونستم که رسیدن یه بهونست واسه رفتن.واسه پرپر شدن تو واسه ویرون شدن من این دو بیت اگه توی آهنگ شنیده بشه اوج شعره.حالا تفسیر......... یک عمر که دوست داشتم و بهت نمی گفتم همش توی ذهنم نقشه ی چه جور گفتنشو بهت میکشیدم.فکر میکردم اگه بهت برسم و اینو بگم 99 درصد کار تموم سده.فکر میکردم با گفتنش به تو همچی تمومه.اما ندونستم که عشق آسان نمود اول بعد انداخت مشکلها......تازه فهمیدم که وقتی بهت رسیدم شروع جداییمونه.یه بهونه بود که روزگار بتونه ما رو جدا کنه.اگه تا حالا این کارو نکرده بود آخه باهم حرفی نزده بودیم که بهونه دستش بدیم.حالا میفهمم که راسته که باید جمله ی دوست دارم رو تو دلمون پنهان کنیم. ندونستم که وقتی هنوز اومدیم قصه رو شروع کنیم میذاری میری.شاید خودت نمیخواستی.ولی هرچی بود اول قصه باید تنها باشم و تنها برم جلو.وقتی آرزوی من هدف من از زندگی وقتی نقش اول این قصه تو باشی و اینجا نباشی یعنی چی؟یعنی همش رو از من گرفتی.خیلی چیزا رو ندونستم.ندونستم که رسیدن من بهونه ای هست واسه رفتن تو.واسه پرپر شدن تو.واسه ویرون شدن خودم.با تمام وجودم به خاطر پرپر شدنت عذر خواهی می کنم.ویرون شدن منم فدای سرت.فقط ببخشم........ بابت دیر آپیدن و سر نزدنم ببخشید.واسه یه مسابقه ریاضی گروهی(لیگ علمی پایا)رفته بودیم تهران که به لطف خدا گروه ما رتبه اول کشوری رو آورد.......... (آهنگشم گیر آوردم.رو پلی کیلیک کنید) هزارون ساله که میجنگه آدم نمیدونه گرفتار جونونه زمونه.. آی زمونه...آی زمونه........................ نظرتون در مورد این دو بیت چیه؟قبولش دارین؟نظر من اینه که بیایم با هم بهش فکر کنیم.الان تو همین لحظه که داری این پست رو میخونی داره دل چند نفر توی دنیا میشکنه؟!فقط دل من و تو میشکنه یا دل همه؟من و تو کجای این رسم هستیم؟قاتلیم یا مقتول؟این همه سوال و هزاران سوال دیگست که معلوم میکنه اینا رسم دنیاست یا رسم ما.وقتی میگه هزارون سال یعنی از زمان آدم و حوا.یه جایی توی مکه هست که میگن آدم و حوا اونجا باهم آشنا شدن و همو دیدن.بعد باهم قرار گذاشتن.بعد یه جای دیگه هست که میگن اونجا باهم حرفاشونو زدن.بعد حوا رفته فکر کرده و جواب مثبت و با اجازه ی خودش داده.حالا اگه اونجا حوا دل آدم رو میشکست دل یکیو شیکونده بود و الان شاهد این دل شکستنا نبودیم.اگه رسم دنیا اینه که پس اونجا حوا باید میشکست.به این نتیجه ی مهم میرسیم که این رسم ما هست.حالا میرسیم به مصراع آخر.این همه انسان جنگید واسه عشقشو شکست خورد و تقصیر رو به گردن این و اون انداخت.ولی نمیدونه و نفهمید که خودش گرفتار جنونه.اون سه کلمه ی آخرم که اوج شعره اینو میرسونه که واقعا ناتوانم.یه کاری کن.خودت جورش کن.من دیگه بریدم.... زمونه.....آی زمونه......آی زمونه............................................... پی نوشت:با هزار زحمت گشتم آهنگ رو پیدا کردم که گوش کنید.همه ی شعر قشنگه.واسه اونایی خونده شده که جونشونو واسه مملکت گذاشتن.هر کسی میتونه یه برداشتایی از این شعر بکنه.برداشت من ۲ بیت اول و چندتای آخرش هست.ممنون از همتون........ اگه واسم سخت شده.اگه آبروم رفته اگه چند نفر جلوم وایسادن.اگه بهم تهمت زدن.اگه فکر میکنی تقصیر منه اگه...اگه.. و 100 ها اگه ی دیگه بدون که تا اخرش وایسادم.تو حرفایی رو ک مجبورم با چشمام بزنم باور نکن.تو این حرکات منو باور نکن.اگه یه جاهایی کفرتو در میارم باور نکن.تو خودمو باور کن.خود خود منو.همین.کمکم کن محض رضای خدا یکیم ۱ ساله شدن وبلاگ رو تبریک نگفت.... من و تو گم شدیم انگار تو این دنیای وارونه که دریاشم پر از حسرت همیشه فکر بارونه
به زبون شعر![]()
![]()
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |

